سخنرانی دکتر احمد قیس به زبان عربی در افتتاحیه پیش نشست اول
21 بهمن 1402

در ادامه فایل تصویری و گزارش مکتوب سخنرانی جناب آقای دکتر احمد قیس (رئیس مرکز مطالعات قرآن بیروت) با عنوان «بایسته‌های گفتگوی ادیان با تأکید بر آموزه های قرآن و اهل بیت علیهم السلام» در مراسم افتتاحیه اولین پیش نشست همایش بین‌المللی امام رضا علیه‌السلام و گفتگوی ادیان که روز پنجشنبه 19 خرداد ماه ۱۴۰1 در بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، تقدیم علاقه‌مندان می‌شود. لازم به ذکر است این سخنرانی به زبان عربی ارائه گردید.

 

مشاهده فیلم سخنرانی

 

برادران و خواهران حاضر در این مجلس ارجمند، سلام علیکم و رحمه الله و برکاته. در آغاز سخن، سپسا بسیار دارم از سروران فاضل در آستان شریف قدس رضوی و بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و شخص آقای دکتر احد فرامرز قراملکی، برای دعوت از این جانب  و برپایی این کنفرانس بسیار مهم- به ویژه در وقت حاضر- درباره موضوع گفتگوی ادیان.

ویژگی این دوره از تاریخ بشر در گوشه و کنار گیتی، آن است که بشریّت به طور عموم به سوی تباهی و سقوط در پرتگاه غرایز، و در پی آن دست کشیدن از ارزش های دینی- به طور عموم- گام بر می دارد، چندان که اندیشه دینی و متافیزیکی با خطر رویارو گشته است. به همین سبب، این کنفرانس ارزشمند در وقتی مناسب برگزار می شود، البته به شرطی که ثمره ای عملی داشته باشد که بتوان آن را در واقعیت جامعه انسانی معنا کرد و به کار گرفت.

اما در آغاز اجازه دهید ملاحظاتی را مطرح کنم که از رهگذر پاسخ به آنها می توان نشانه های نقشه راه گفتگوی مطلوب میان ادیان را ترسیم کرد:

اولاً: ایا گفتگوی دینی، خواسته ای یک طرفه از سوی مجموعه ای مشخص است یا رغبت و گرایشی که دیگران نیز در آن شریک اند؟ زیر عشق یک طرفه نتیجه ای را به بار نخواهد آورد.

ثانیا اگر این رغبت و گرایش، مشترک است، برای شناخت آن، باید طرف های گفتگو را مشخص کرد تا بدین رو همگان بتوانند پرسش ها و موضوعاتی را فراهم آورند و آماده کنند که برای آنان از اهمیت برخوردار است و توجه آنان را بر می انگیزد.

ثالثاً: اگر هدف این گفتگوها این باشد که در ستیرهای تمدنی، دینی و مذهبی، برای یکدیگر حجت و دلیل آوزمی، باید یادآور شد که این حالت از گفتگو، راه علاجی تفصیلی و خاص دارد که از چارچوب توجه این کنگره ارجمند، بیرون است. به هر روی، چنان که در اصول فقه گفته می شود، جمع کامل ترنی افراد است، ما چیزی را پیشنهاد می دهیم که باور داریم و راه حلی مناسب برای گفتگوی ادیان است؛ به ویژه که ما، خصوصاً در این زمینه، صاحب تجربه هستیم و به یاری خداوند، کتابی را تألیف کرده ایم که در آن از اشتراکات آیین اسلام و مسیحیت سخن گفته ایم و آن را «محطّات مشرقه فی تراث المسیحی الاسلامی» نام نهاده ایم. این کتاب، پژوهشی است در پیرامون زندگانی برخی قدیسان مسیحی از سال اول میلادی تا سال سیصد و مقایسه آن با زندگانی برخی شخصیت های مسلمان که وزیر اوقاف مصر، دکتر مختار جمعه، و رهبر مسیحیان مارونی{منطقه جبیل لبنان}جناب دکترمیشل عون، لطف کردند و بر این کتاب مقدمه ای نوشتند.

این کتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه و چاپ شده است و برای آن نشستی ویژه در مصر برپا گردید و این نشست از سوی شبکه رسمی و فرهنگی «نیل» پخش شد. آستان قدس رضوی و بنیاد پژوهشهای اسلامی نیز لطف خواهد کرد و این کتاب، و دیگر کتاب های بنده را از جمله «مصر و آل البیت» و «مصر و ذریه محمد و صحابه و اولیاء» را به زبان فارسی ترجمه خواهند کرد تا فارسی زبانان نیز از آن بهره مند گردند و برای این کار از آنها کمال تشکر را دارم به ویژه از آقای دکتر قراملکی.

براساس این تجربه شخصی پیشین، ما در پیشنهاد خویش به این کنفرانس می گوییم که مشترکات دینی میان صاحبان رسالت های اسمانی و غیر آسمانی، مانند آیین زرتشت و صابئین، بسیار است؛ چندان که می توان کار گفتگو را برای آنها پایه نهاد و بنیان فکری جامعی را تأسیس نمود، به شرطی که نیت صادقانه بانی کار وجود داشته باشد و پیش از آن، همگان بر ردّ سم پراکنی فکری توافق داشته باشند.

افزون براین، مشترکات ادیان آسمانی و غیر آسمانی، در بُعد اخلاقی نیز فراوان اند. در این زمینه می توان آموزه های اخلاقی آیین هندو، بودا، کنفوسیوس یا شاخه هایی را که عناوین این ادیان را یدک می کشند، مثال زد. این آمزه ها می توانند ریشه هایی دینی داشته باشند و از سوی پیامبرانی عرضه شده باشند که نام آنان در تورات، انجیل و قرآن یاد شده است. دایره گستره این قدر مشترک ها، به ویژه در بُعد آموزه های اخلاقی، بسی گسترده است و این آموزه ها تا حد بسیاری یکسان اند، اما همانگونه که لحظاتی قبل گفتیم، باید نیت صادقانه فراهم باشد وبرای دستیابی به نتایج مطلوب، با جدیت کار کرد. برای پیشنهاد ما می توان این عنوان را نهاد: «مشترکات دینی، درآمدی بر وحدت انسانی».

همچنین دوست دارم به مسأله ای و نکته ای علمی اشاره کنم که ذهن برخی آنرا از یاد برده است یا نسبت به آن غافل است و توجهی ندارد. از این نکته در آیه سیزدهم سوره حجرات، در سخن خدای تعالی در سوره حجرات چنین تعبیر شده است: « ای مردم! ما شما را از مرد زن آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کیند. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بی تردید، خداوند دانای آگاه است[1]» (حجرات: 13).

خداوند عزّوجلّ نزدیک به 1500 سال پیش به این معنا اشاره کرده است، و این آیه مبارکه، پاسخ پرسش اکنون ماست و از رهگذر تصریح به ضرورت تعامل و پیوند دو سویه انساین و معرفتی، برای پویایی جامعه، پاسخ خود را به ما عرضه می دارد، زیار جوامع بشری بدون این تعامل و پیوند، نمی توانند پویایی داشته باشند، آن سان که هر جامعه ای گرد خود پیله ای بتند و باب تعامل و پیوند را بر روی خود بسته بدارد که اگر چنین کند، چه سان با محیط پیرامون خویش دست به تعامل زند؟

از همین روست که قرآن، مردمان را فرامی خواند تا از رهگذر پیوند و همکاری انسانی در راه رفاه جامعه، بر روی یکدیگر آغوش بگشایند، به شرطی که آدمی از منابع قدرت و افتخاری معنوی ویژه خود، دست کشد و دریابد تنها معیاری که خداوند عزّوجلّ برای برتری بندگان خویش قرار داده است، همان پرهیزگاری است. از این رو، آدمی هرچه پرهیزگارتر باشد، به خداوند سبحان نزدیک تر خواهد بود، و این با چشم پوشی از رنگ و نژاد و دین است و این از آن روست که رحمت خداوند همه چیز را فراگرفته است.

این از آیات؛ اما در خصوص روایات پیامبر (ص) باید گفت: معروف است که سنت نبوی، همان گونه که در جای خود گفته شده است و نزد اهل نظر معروف اتس، قول و فعل و تقریر رسول خدا (ص) است. در این زمینه ما شاهدیم که پیامبر (ص) با زنی یهودی، که همان صفیه بنت حیی بن اخطب است، ازدواج می کند تا آن با نو پس از ازدواج، ام المومنین گردد. نیز رسول خدا (ص) زنی مسیحی که همان ماریه قبطیه مادر ابراهیم باشد، به همسری می گیرد و از او صاحب فرزند می شود تا او نیز امّ المومنین گردد. سرور ما (سخنران قبلی دکتر عبدخدائی) به مسأله گروه نمایندگی نجران و دیدار و مباهله پیامبر (ص) با نصرانیان و کشیشان اشاره کرد. افزون بر این، پیامبر (ص) هیاتی را نیز به سوی نجاشی ، پادشاه حبشه گسیل داشت که نصرانی بود. رئیس این هیئت جعفر بن ابی طالب بود. پیامبر (ص) به جعفر فرمود که در حبشه پادشاهی است که در حکومت او به کسی ستم نمی شود. این پادشاه مسیحی بود و این فرمایش، ستایشی است که از سوی رسول خدا (ص) در حق پادشاهی مسیحی در آن روزگار.

نیز در کیفیت تعامل پیامبر (ص) با افرادی غیر دیندار هم می توان رفتار و تعامل آن حضرت با فزندان حاتم طائی را مثال آورد؛ آن هنگام که آنان را با کاروان اسیران خدمت رسول خدا (ص) آوردند و یکی از اصحاب پیامبر(ص) به آن حضرت عرض کرد که این دختر- یعنی دختر حاتم طائی- را به من ببخش تا سهم من از غنایم باشد. حضرت در پاسخ فرمود: «این نه سهم تو است و نه سهم من» . رسول خدا (ص) به آن دختر فرمود: «ای کنیز خدا! تو دختر که هستی؟ دختر عرض کرد: من دختر آنم که به فریاد فریاد خواه می رسید. من دختر آنم که از مهمان به نیکی پذیرایی می کرد. من دختر آنم که برهنه را جامه می پوشانید. من دختر آنم که که گرسنه را سیر می نمود، من دختر آنم که تهدیست را توانگر می ساخت من دختر آنم ...». رسول خدا (ص) فرمود: «به خدا سوگند! فقط مسلمان مؤمن است که چنین خوی و اخلاقی دارد! اگر پدرت مسلمان بود، بر تو رحم می کردیم.»  این همان نکته ای است که به آن اشاره کردیم که دایره اخلاق تا خارج از ادیان آسمانی نیز گسترش پیدا می کند، چیزی که آن را به صورت عملی در این برخورد رسول خدا ص شاهد بودیم و می تواند ریشه ای برای این اندیشه باشد. مواردی از این دست را نیز می توان از امام علی (ع) ارائه داشت؛ آن هنگامی که فرمود: «انسان برادر انسان است، یا در آفرینش، نظیر توست یا در دین برادر توست.» این فرمایش امام علی (ع)، گفتاری جامع و مانع در معنای گفت وگوی پیوند انسانی را به جلوه در می آورد و شواهد حسی متعددی دارد که نمی تواند همه آنها را عرضه داشت، بنابراین به نمونه های برجسته ای آن اشاره ای گذرا می کنیم:

امام علی (ع) از بازارها عبور می کرد که پیرمردی مسیحی را دید که از مردم کمک مالی می خواست. امام در باره او پرسید، گفتند او مردی مسیحی است که نزد ما کار می کرد. فرمود: هنگامی که توانمند بود از او کار کشیدید و اکنون که ناتوان گشته ، رهایش کردید؟ سپس فرمود تا از بیت المال حقوق برای او تعیین کنند.

شاهد دیگر، حضرت امام علی (ع)– به عنوان خلیفه مسلمانان- دردادگاه با مردی یهودی است؛ آن هنگام که زره خویش را گم کرد و آن را نزد مردی یهودی یافت و از او خواست که با هم نزد قاضی روند. انی کار انجام یافت و هنگامی که مردی یهودی دانست که خصم او در این دادگاه، خلیفه رسول خدا ص و امیرالمؤمنین است، بر دست او اسلام آورد، چراکه دانست علی (ع) مردی صادق  است و این آیین، آیینی درست.

امامان اهل بیت علیهم السلام نیز همین روش و شیوه ارجمند را ادامه دادند؛ به­ویژه امام رضا (ع) که ما اکنون مهمان اوییم و در حضور او هستیم و در آستان او جای گرفته ایم. این امام بر گردن ما حقی دارد و برای اینکه با سیره و اخلاق امام رضا (ع) در تعامل و پیوند فکری و فرهنگی، به­ویژه درعصر عباسی، یعنی همان عصر زندگانی آن حضرت، آشنا شویم، باید بدانیم که او حیات بشر را از همه جوانب و ابعاد، غنی ساخت. هر یک از سروران ارجمند  درباره سیره امام رضا (ع) درتعامل با صاحبان ادیان دیگر پیشنهاداتی دادند و هر یک از ما می تواند برای شناخت و گسترده تر نقش این امام همام به کتاب عیون اخبار الرضا، اثر شیخ صدوق مراجعه کند.

در پایان از همه شما تشکر می کنم و از اینکه سخن به درازا کشید، پوزش می طلبم؛ اما ما در پیشگاه امام رضا(ع) بودیم و حق آن حضرت بر گردن ماست که از او یاد کنیم. و السلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته.